اثری نیست از محله‌‌مان /یادداشت اکبر زنجان‌پور برای شهرنامه

اکبر زنجان پور: تهران قدیم متعلق به افرادی اصیل بود و تهران امروز متعلق به نوکیسگانی است که نمی‌دانند اصلاً این شهر چه بوده و چه چیزهای باارزشی را در خود داشته است. آنها فقط خراب می‌کنند و به پیش می‌روند.

یادداشت اکبر زنجان پور برای مجله شهرنامه درباره خاطراتش از تهران قدیم
یادداشت اکبر زنجان پور برای مجله شهرنامه درباره خاطراتش از تهران قدیم

اکبر زنجان‌پور | 

کسی را می‌شناسید که محله باب همایون را به یاد نداشته باشد؟ یا اینکه این مکان را نشناسد؟ فکر نمی‌کنیم چنین فردی باشد. بسیاری از هم‌نسلان من در این محله زندگی می‌کردند. اما شاید بسیاری از ما امروز دل و جرات رفتن به آنجا را نداشته باشیم، چون شرایط با سال‌های قبل متفاوت است. امروز باب همایون که سهل است، ایران به سمت نابودی می‌رود و نظام سرمایه‌داری هیچ چیز از دوران کودکی ما برایمان باقی نگذاشته است.

تمام دوران کودکی و نوجوانی من در محله باب همایون سپری شد. اما بدترین اتفاق برای هر فردی این می‌تواند باشد که دیگر اثری از گذشته و جایی که به آن تعلق داشته، وجود نداشته باشد. هیچ وقت فراموش نمی‌کنم مادرم هر روز به من مقداری پول می‌داد تا بروم خرید کنم اما عموما این پول خرج (تیله‌های) “ممد تیله‌ای” می‌شد و من دست از پا درازتر به خانه برمی‌گشتم.

در آن خیابان همه من را می‌شناختند، به دلیل اینکه بازیگوش بودم. اما چه فایده؛ هر روز که می‌گذرد، بیشتر گذشته‌هایمان را از بین می‌برند و تغییر می‌دهند. این تهران دیگر هیچ ربطی به تهران قدیم ندارد. نخستین کت و شلوارم را از خیابان باب همایون تهیه کردم. آن
زمان‌ها مانند امروز نبود که هرچند وقت یک بار برای تهیه پوشاک خانواده‌ها اقدام کنند. تا سال‌های سال من همان کت و شلوار را داشتم
و هر جایی که می‌رفتم آن را بر تن می‌کردم. بسیاری از مواقع با خودم فکر می‌کردم که چرا شهر ما و محله‌های ما امروز تبدیل به چنین فضایی که می‌بینیم شده؟ چرا چیزهای با ارزشی که در گذشته برایمان خوشایند بود، امروز از بین رفته و دیگر نمی‌توانیم به آنها دست پیدا کنیم! چقدر مناسبات سرمایه‌داری در زندگی ما انسان‌ها تأثیرگذار بوده است!

گاهی با دوستان قدیمی دور هم جمع می‌شویم و یاد خاطرات گذشته می‌کنیم. اغلب هم گلایه داریم که چرا امروز همه چیز فرق کرده و دیگر سنت‌های با ارزش ما رنگ و بوی خود را از دست داده است. پدرم آن زمان‌ها یک پیکان داشت و همواره کل اعضای خانواده منتظر او بودیم تا از سر کار بیاید و به گردش برویم. خیابان‌های اطراف باب همایون، صفای بی‌نظیری داشت. انگار همه چیز تازه بود و مردم حال خوبی داشتند. از نیرنگ و ریا خبری نبود. همواره با خود فکر می‌کردم که چرا روزهای خاطره‌انگیز دهه 50 به پایان رسید!

امروز دچار دگرگونی شدیدی شده‌ایم. محله‌هایمان دیگر بوی قدیم را نمی‌دهد. همه چیز را از بین برده‌اند و دیگر تاب و توان زندگی از مردم گرفته شده است. هر کسی که امروز سرمایه داشته باشد، می‌تواند خوشحال و راحت زندگی کند. تهران قدیم متعلق به افرادی اصیل بود و تهران امروز متعلق به نوکیسگانی است که نمی‌دانند اصلاً این شهر چه بوده و چه چیزهای باارزشی را در خود داشته است. آنها فقط خراب می‌کنند و به پیش می‌روند.

  • این یادداشت پیشتر در مجله شهرنامه منتشر شده بود

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید