فایل‌های پنت هاوس را به “افسانه” سپرده‌اند/ خانم‌های موفق در آژانس مسکن

گزارش شهرنامه/ طبقه تازه ای از زنان در آژانس های مسکن خودی نشان می دهند
گزارش شهرنامه/ طبقه تازه ای از زنان در آژانس های مسکن خودی نشان می دهند

شهرنامه/ حمیرا علایی|

“پدر و مادرم راضي به كارم نبودند” اين عبارت آشنا تقريبا جمله مشترك اكثر بازيگران زن دهه هفتاد است كه ريشه در خاطرات زمان شروع كارشان دارد، خاطرات مشتركي كه مي‌خواست آنها را از علاقه‌شان بازدارد، علاقه‌اي كه مي‌خواست حرفه‌شان هم بشود. خيلي‌هاشان علاقه‌شان را پي گرفتند، حتي امروز اسم و رسمي ميان نام‌هاي سينماي ايران دارند و خيلي‌هاشان هم كه معلوم نيست كجاي اين خاك و به چه كاري مشغولند مخالفت‌ها را تاب نياوردند و علاقه را بوسيدند و گذاشتند كنار. اما راز مخالفت‌ها چيزي جز حاكميت نگاه جنسيت‌زده جامعه به مشاغل نبود، نگاهي كه شايد در پس چرخش ايام كمي تلطيف شده اما هنوز هم ردپايش هست؛ ردپاي نگاه‌هاي جامعه ايراني با تمام آن مرزها و خط كشي ها؛ نگاه‌هايي كه گاه آنقدر تيز است كه رشته تصميم را مي‌گسلد و قدم در راه گذاشتن را سخت مي‌نمايد.

اما امروز و در زمانه حال وضعيت نسبت به گذشته تغييرات اساسي داشته، هرچند هنوز اين تغييرات تمام نظرات را تأمين نمي‌كند؛ هنوز هستند كارهايي كه ديده شدن بانوان در آنها با چشم‌هاي گردشده از تعجب و علامت سوال‌هاي ذهني همراه مي‌شود. با اين همه گويا بانوان ايراني بدون توجه به نگاه‌هاي جنسيت‌زده جامعه راه خود را پيش مي‌گيرند و هر آن كاری را كه درست است انجام مي‌دهند. همان‌طور كه سال‌ها پيش پذيرش تاكسيرانِ خانم از سوي جامعه با اما و اگرهايي مواجه بود اما حالا هم تاكسي تلفني‌هاي بانوان خوب كار مي‌كنند هم تاكسي‌دارها و حتي مسافركش‌هاي شخصي‌شان. يا در مورد كافه‌داري كه بانوان جوان گوي سبقت را حتي از مردان ربوده‌اند و در جديدترين قسمت از ورود بانوان به حريم خودساخته مشاغل مردانه انجام كارهاي مشاور املاك و آژانس‌هاي مسكن است؛ آژانس‌هايي كه تا پيش از اين زنان در آن هيچ نقشي نداشتند اما…

تحولات از ظواهر تا ماهوي

آژانس مسكن يا مشاور املاك يا همان بنگاه سنه‌هاي گذشته امروز همانقدر كه در سطح عنوان دچار تغييرات شده در سطح شكل و شمايل و نوع كسب و كار نيز تغييراتي را به خود ديده كه شايد پيش‌تر کسی تصورش را هم نمي‌كرد. پيش‌ترها اگر قرار بود خانه‌اي، ملكي، زميني معامله شود، مرد خانواده مي‌رفت به مردان محله مي‌گفت و مردان محله به يك يا نهايتا چند مرد دیگر كه آمار تمام ملك و املاك محل را داشتند و مرد خانواده را به آنها وصل مي‌كردند و او به بنگاه مي ‌فت و كار را با كمك و دخل و تصرف يك مرد از همان مردان كه اصطلاحا به “بنگاهي” يا “بنگاه‌دار” مشهور بود، انجام مي‌داد و خلاص. بنگاه جايي بود كه نه ملك و املاك كه خيلي كارها در آن انجام مي‌شد و محل دلالي و به تعبير امروزي‌ها واسطه‌گري خيلي كارها بود حتي در بنگاه‌هاي قديم دختر و پسر را عروس و داماد مي‌كردند.

در سير تحولات از سنت به مدرنيته اما بنگاه‌هاي معامله‌گري هم از قافله عقب نماندند و به شكل‌هاي امروزي‌تر درآمدند. تغييرات در بنگاه‌ها از اسم و ظاهر شروع شد و رسيد به جاهاي ديگر. جاهايي كه معاملات تحت شبكه جهاني اينترنت انجام مي‌شود، خبري از عناويني چون دلال و بنگاهي و اين‌ها نيست و در عوض كلماتي مثل مشاور، مباشر، منشي و مدير قرارداد جايگزين آن‌ها شده و كار از انحصار مردان درآمده و زنان به معركه بنگاه‌ها وارد شده‌اند، به طوري كه شايد مهم‌ترين و متمايزترين تغيير در اين بازار شغلي ورود بانوان به عرصه باشد. ورودي كه هيچ كس خاطرش نيست كي، كجا و چگونه اتفاق افتاد. پس به همين دليل مي‎توانيم علت را بگذاريم دوران گذار و معلول را بگذاريم حضور بانوان در مشاغلي كه شايد قبلا در انحصار مردان بود. حالا در گوشه و كنار شهر در آژانس‌هاي املاك، بانواني را مي‌بيني كه تصدي يكي از رده‌هاي شغلي در آژانس را عهده‌دار هستند.

بانوان كار خودشان را می‌كنند

گرچه عقبايي نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک تهران قبلا نسبت به نوع فعالیت بانوان در دفاتر مشاور املاک هشدار داده و گفته بود: مباشر و مشاور زن نباید در دفاتر مشاور املاک استخدام شوند. اما فقط كافي است آگهي‌هاي فضای مجازی و حتی روزنامه همشهري را از چند سال قبل تا امروز باز کنیم و نام بانوان را در پايين باكس آگهي املاك مشاهده كنيم يا با گشتي در سطح شهر متوجه شويم كه كار از اين حرف‌ها گذشته و بانوان در اين عرصه در حال امرار معاش هستند و پيشرفت‌هايي هم داشته‌اند. از آژانس‌هايي كه تنها مجوز به نام بانوان است و اثري از خانم در آنها ديده نمي‌شود تا آژانس‌هايي كه از صفر تا صد ماجراي آژانس در كنترل بانوان است يا آژانس‌هايي كه مردان و زنان به صورت مسالمت‌آميز با يكديگر همكار هستند و به رتق و فتق امور معاملات مشغول.

زعفرانيه، بانوان و قراردادهاي ميلياردي

“موردي كه به شما معرفي كردم فول آپشنه و چيزي كم نداره درسته بازار خرابه و همه چي راكد اما اين قدر نميتونم براتون تخفيف بگيرم به هر حال مالك هم هزينه كرده و با علم به اينكه الان ركود داريم داره اين قيمت ميده حالا باز اگر شما پولتون نقدر باشه ميتونيم يه جوري باهاش صحبت كنيم تا راضي بشه به هفتاد-هشتاد تا.”… “مورد براي اجاره الان موجود نداريم.”… “مغازه براي رهن كامل توی باغ فردوس داريم دو نبش پنجاه متري نو ساز، آب، برق، گاز و تلفنم داره و برا كاري هم كه شما ميخواهيد مناسب هست.”

اينها تنها بخشي از مكالمات در هم و برهمي است كه همراه با صداي زنگ هاي تلفن در آژانس املاكي واقع در زعفرانيه شنيده مي‌شود. از شواهد و قرائن پيداست كه اينجا تماما در انحصار بانوان است و همه كارها را خانم‌ها انجام مي‌دهند. يكي منشي است، يكي مباشر، يكي مشاور، يكي مدير قرارداد و يكي مدير داخلي و ديگري مدير عامل.

كلمه “هفتاد-هشتاد تا” ذهنم را درگير كرده و با كمي دو دو تا چهارتا مطمئن شدم صحبت از هفتاد-هشتاد ميليارد تومان است براي يك واحد مسكوني، به قول خانم مشاور فول آپشن. به سراغ ميز خانم مشاور مي روم. با گشاده‌رويي از من درخواست نشستن مي‌كند و پس از كمي سلام و احوالپرسي خودم را معرفي مي‌كنم و سر صحبت با چند نفر از مشاوران باز مي‌شود.

  • خب از كجا شروع كنيم.
  • خبرنگار: از هر جايي كه فكر مي كنيد به درد گزارش مي‌خورد و از طرفي به امنيت شغلي تان ضربه نمي‌زند.

بعد از كمي تعارف ميان خودشان كه افسانه تو بگو با تجربه ‌ري و خانم ساعي شما بگيد بزرگتريد و محدثه تو شروع كن بالاخره عنان سخن مي‌افتد دست خانم ساعی كه جلوي ميزش نوشته كارشناس رهن و اجاره.

دقت، صداقت و جلب مشتري

  • چهل و پنج ساله هستم و حدود هشت سال است كه به عنوان مشاور املاك در آژانس‌هاي مسكن فعاليت مي‌كنم. قبلا آرايشگر بودم اما چند سالي است كه سالن‌ها ديگر به آرايشگر با سن و سال من كار نمي‌دهند و ترجيح مي‌دهند از نيروهاي جوان‌تر استفاده كنند، در نتيجه به بنگاه يكي از اقوام همسرم رفتم براي كار مشاوره. همسرم كارمند قسمت اداري دانشگاه تهران است. همه مي‌گويند اين كار مردانه است اما واقعا من بعد از چند سال كه در اين محيط بوده‌ام متوجه شدم اينطورها هم نيست. درست است كه اوايل كارم اغلب افراد در جامعه از اینکه بخواهند با یک خانم درباره ملک و املاکشان صحبت کنند ابا داشتند اما هم اکنون دیگر قبحی برای این قضیه وجود ندارد؛ زنان هم توانایی انجام بیشتر کارها را دارند، مهم این است که بتوان فعالیتی را به شکل مفید انجام داد. شايد از اين حيث مي‌گويند اين شغل بيشتر مردانه است كه با دقت، صداقت و ظرافت كاري زنان همخواني ندارد، چراكه خود مردان هم مي‌دانند زنان در انجام كارها هم پيگيرتر هستند، هم دقيق‌تر و هم صادق‌تر. پس اكثر مشتري‌ها وقتي كارشان را به مشاوران خانم مي‌سپرند خيالشان راحت‌تر است.

محدثه فارغ التحصيل رشته مديريت بازرگاني است و بعد از اتمام دانشگاه در دوره ليسانس هيچ كجا كار پيدا نكرده و نهايتا پس از فعاليت در چند شركت به عنوان بازارياب، سر از آژانس مسكن درآورده. اينجا به عنوان مشاور فعال است.

كار؛ بدون سختي نيست

  • بيست و هشت ساله هستم و چهار سال و نيم سابقه مشاوره دارم. به نظر من كار مشاور املاك چيزي شبيه بازاريابي است. يعني شما بايد قدرت بيان و توانايي جلب مشتري داشته باشي و اگر بتواني با دقت و رفتار منصفانه معامله‌اي مفيد براي هر دو طرف معامله جور كني موفق مي‌شوي. ما در مديريت بازاريابي خوانده‌ايم كه هدف جلب رضايت مشتري است و من سعي كرده‌ام در كارم نيز همين مورد را رعايت كنم و خوشبختانه با اين هدف تا الان توانسته‌ام خوب پول دربياورم. اما همه كار ما دقت و صداقت و پول و جلب مشتري نيست. به هر حال اين كار هم مثل همه كارها سختي‌هاي خودش را دارد شايد براي من كه دختر جواني هستم سختي‌اش اين باشد كه نمي‌توانم دیروقت براي مشتري وقت قرار بگذارم و همين امر باعث مي‌شود مشتري از دست من برود يا مثلا در جاي قبلي كه بودم محيط مردانه‌تر بود و من تنها مشاور خانم بودم و بعضا رفتارهاي همكارانم و شوخي‌هايي كه با يكديگر مي‌كردند ناراحتم مي‌كرد.

 نوبت به افسانه مي‌رسد كه مي‌گويند از همه با تجربه‌تر است. تجربه اي كه او را به ميز خريد و فروش پنت هاوس در منطقه يك رسانده. در دانشگاه معماري خوانده و سه سال قبل متأهل شده است.

فن بيان، قدرت چانه زني و هيجانات كاري

  • سی و دو ساله هستم و حدود ده سال است كار مشاوره انجام مي‌دهم. كارم را از منشي‌گري در دفتر املاك شروع كردم، از يك مشاور املاك نزديك منزل‌مان در خواجه عبدالله. من به اين كار علاقه داشتم. هر بار كه از جلوي بنگاه محله‌مان رد مي‌شدم از چالش و چانه زني‌هاي مشتري و خريدار و مشاوران خوشم مي‌آمد و لذت مي‌بردم. يك جور حس هيجان‌انگيز كه در عين اينكه كسي نمي‌توانست آخرش را حدس بزند اما انگار مشاور مي‌توانست شدن يا نشدن معامله را جهت‌دهي كند. اين كار را دوست داشتم چون فكر مي‌كردم با قدرت بيان و پيگيري و چانه‌زني كه من دارم حتما مي‌توانم به درستي كار را انجام دهم. اما هميشه از مواجهه مي‌ترسيدم. به هر حال همه اين كار را مردانه مي‌دانند همان طور كه همين الان هم بسياري از آژانس‌ها نيروي خانم ندارند.

حتي فكر كردن به اينكه بروم در املاك بين آن همه مرد كار كنم سخت بود. سخت‌تر وقتي بود كه يكبار خيلي اتفاقي از علاقه‌مندي‌ام با خانواده صحبت كردم و بازخوردهايي كه گرفتم كافي بود تا فكر كار كردن در مشاوره املاك را از ذهنم پاك كنم.  برادرم مسخره‌ام كرد، پدرم با تعجب تشرگونه‌اي گفت: دختر را چه به اين كارها، آن هم كاري كه اصلا در شأن دخترها نيست. مادرم هم كه در کل مرا جدي نگرفت، ديوانه خطابم كرد و گفت: تو اصلا دنبال دردسر و كارهاي عجيب و غريبي، نمي‌تواني مثل بچه آدم درس‌ات را بخواني و كارهاي آدميزادي انجام دهي.

همه اين ها را داشته باشيد تا برسيم به آگهي منشي كه بنگاه يا همان آژانس املاك محله مان پشت شيشه چسبانده بود. شايد اين همان چيزي بود كه من دنبالش بودم، راه ورود به محيطي كه هم خودم از آن واهمه داشتم، همه خانواده‌ام به شدت نسبت به آن نظر منفي داشتند. با اين همه علاقه‌اي كه به هيجان كاري‌اش داشتم مرا به سمت آگهي كشاند و در دفتر مشغول كار شدم. به پدر و مادرم چيزي نگفتم، هميشه هم مي‌ترسيدم كه خداي نكرده كسي مرا ببيند و آمار به پدر و مادرم برسد. خدا را شكر هيچ اتفاقي نيفتاد و شش ماه از كارم كه گذشت موضوع فروش منزل پدري‌مان در تاكستان پيش آمد. هيچ كس زير بار خريد نمي‌رفت و پدرم هم به شدت كلافه شده بود. برادرم ازدواج كرده بود و پول لازم بوديم. من بعد از شش ماه كار در املاك به قول معروف فوت و فن كار را ياد گرفته بودم. بدون اطلاع پدرم خانه را آگهي كردم و كمتر از يك ماه خانه را فروختم. از اين برگ برنده استفاده كردم و خودم را از كار پنهاني خلاص كردم و همه چيز را به پدر و مادرم گفتم و حالا آنها با ديد بازتري موقعيت شغلي‌ام را پذيرفتند هرچند پدرم باز مخالف بود و خيلي رغبتي به ادامه كارم نشان نداد ولي مي‌دانست با علاقه‌اي كه دارم و زمان يك ساله‌اي كه تجربه كسب كرده بودم سخت مي‌شد از ادامه كار منصرفم كند. كارم را ادامه دادم چند سالي منطقه خودمان بودم و بعد از چند سال به منطقه يك آمدم تا الان.

كار ما پورسانتي است، يعني هرچقدر كار كني پول مي‌گيري. جاهايي كه قبلا كار مي‌كردم قراردادهاي كوچك‌تر مي‌بستم و بيشتر روي رهن و اجاره متمركز بودم اما رفته رفته موردهاي بزرگتر هم به كارم مي‌افتاد و اصرار داشتم كه خودم انجام دهم تا پول بيشتري بگيرم. البته جاهايي كه قبلا بودم همكاران آقا دوست نداشتند من كارهاي بزرگ بردارم اما حالا راحت‌تر مي‌توانم به قراردادهاي بزرگ دل خوش كنم، همانطور كه الان فايل هاي خريد و فروش پنت هاوس‌ها را اكثرا من انجام مي‌دهم.

از تمام گفته‌هاي پرشور و هيجان افسانه معلوم بود كارش را خوب بلد است و طي اين سال‌ها به واسطه علاقه و پتانسيلي كه داشته حسابي تجربه كسب كرده و حالا براي خودش وزنه‌اي در عرصه مشاوره املاك محسوب مي‌شود. وزنه‌اي كه قراردادهاي ميلياردي منعقد مي‌كند، درآمدهاي چندصد ميليوني دارد و در كورس رقابت با همكارانش چه خانم چه آقا جلوتر حركت مي‌كند. و اين نكته كه كار كردن زن و مرد و پير و جوان و خرد و كلان ندارد كار بايد درست انجام شود تا درست نتيجه دهد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید