یک اعتراف مردانه/ ترس از زن‌ و همسایه و دیگران!

شهرنامه و یک اعتراف مردانه
شهرنامه و یک اعتراف مردانه

شهرنامه/ صادق معترف|

اعتراف می‌کنم جرأت ندارم برای این مطلب از اسم واقعی خودم استفاده کنم. این اعتراف کمی است؟ راستش وقتی آدم‌ها می‌خواهند اعتراف کنند همه گوش‌ها تیز می‌شود، یعنی آدم فکر می‌کند همه آن هفت میلیارد آدمی که در دنیا زندگی می‌کنند کار و زندگی‌شان را برای آن چند لحظه اعتراف تو می‌گذارند کنار و دست‌های‌شان را زیر چانه‌های‌شان می‌برند تا ببینند تو چه می‌خواهی بگویی، چون قرار است چیزهایی بشنوند که می‌تواند مهیج، شرم آور یا خجالت‌آور باشد. البته معنی و وسعت کار یا گندی که فرد  اعتراف‌کننده در زندگی‌اش بالا آورده برای همه آدم‌ها یکسان نیست. مثلا ممکن است کاری که برای کسی کاملا پیش پا افتاده است برای کسی کاملا شرم‌آور باشد و حتی اگر جرأت کند آن را بر زبان بیاورد کلی سرخ و سفید بشود. فرض کنید یکی اعتراف کند اخیرا یا چند سال پیش وقتی اوضاع روحی خوبی نداشته، چند شب پشت سر هم مسواک نزده به رختخواب رفته و خوابیده است، در حالی که یکی ممکن است اصلا این حرف را به حساب اعتراف نگذارد چون در کل عمرش حتی یک‌بار هم مسواک نزده باشد.

حالا من می‌خواهم همین اول کار اعتراف کنم جرأت ندارم با اسم واقعی خودم اعترافاتم را بنویسم. به من حق بدهید. شاید زنم این مطلب را بخواند، اعتراف می‌کنم تازه زندگی‌مان روی روال افتاده و خیلی زحمت کشیده‌ایم رابطه مان سر و شکلی بگیرد، لابد دیده‌اید که زن‌ها از یک مشت کاه چه کوهی می‌سازند و چطور بی‌ربط‌ترین چیزها را به هم ربط می‌دهند تا مچت را یک جایی بگیرند. حتی اگر زنم این اعترافات را نبیند رئیس، دوست صمیمی یا حتی همسایه‌مان خیلی اتفاقی ممکن است این مطلب را ببینند و بخوانند آن وقت ممکن است کارم را از دست بدهم یا وقتی می‌روم خانه ببینم  همسایه‌مان در گوشی درباره من و اعترافی که کرده‌ام با واحد بغلی‌مان دارد پچ‌پچ می‌کند.

باور بفرمایید اگر این ریسک‌ها نبود، مطمئن باشید من مثل آب خوردن با اسم واقعی‌ام اعتراف می‌کردم. اعتراف می‌کنم با خودم فکر می‌کنم خوانده این مطلب فکر می‌کند که من آدم بزدلی هستم اما فکر می‌کنم این نظر کاملا غیرمنصفانه است. من در این مطلب هر اعترافی هم نکرده باشم، این اعتراف را کرده‌ام که جرأت ندارم اسم واقعی‌ام را بالای این مطلب بنویسم. شاید این اعتراف برای کسانی که منتظر هستند گوشه‌های تاریک ذهن و زندگی من برملا شود، اعتراف بزرگی نباشد اما برای من که اصلا عادت به اعتراف حتی پیش خودم ندارم اعتراف کوچکی نیست.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید