بیژن بنفشه‌خواه: فحش می‌خورم که به روحانی رای دادم!

شهرنامه/ مصاحبه بیژن بنفشه خواه درباره رای دادن هنرمندان به روحانی در انتخابات ریاست جمهوری
شهرنامه/ مصاحبه بیژن بنفشه خواه درباره رای دادن هنرمندان به روحانی در انتخابات ریاست جمهوری

کماکان ما باید فحش بخوریم که به آقای روحانی رأی دادیم. من هنوز هم فحش می‌خورم که به آقای روحانی رأی دادم. اگر مشکلی در جامعه و مملکت وجود دارد برای این است که به آقای روحانی رأی دادم.

به گزارش شهرنامه، بیژن بنفشه‌خواه در مصاحبه با تسنیم به سوالات خبرنگار این خبرگزاری پاسخ داده است که در ادامه، تعدادی از این پرسش و پاسخ‌ها را می‌خوانید:

*قبول دارید عده‌ای از همکارانتان با نمایش لباس‌ها و خانه‌ها و غذاهای آنچنانی‌شان به نوعی در فضای‌مجازی به مخاطبشان فخر می‌فروشند. یا درباره فلان مسئله سیاسی که علمی نسبت به آن ندارند اظهارنظر می‌کنند؛ شاید دلیل راه‌افتادن یکسری از موج‌ها علیه همه جامعه بازیگری همین موارد باشد؛ قبول دارید؟

این راه افتادن موج‌های تخریبی خیلی پیچیده است؛ شاید به ریاست جمهوری آقای روحانی برگردد که من مثل برخی از همکاران دیگرم، پستی گذاشتم که به ایشان رأی می‌دهم و چیز دیگری نگفتم و یا چیزی ننوشتم که کسی برود به ایشان رأی بدهد. 24 میلیون رفتند به آقای روحانی رأی دادند؛ آیا 24 میلیون به خاطر 50 بازیگر رفتند رأی دادند؟ نمی‌گویم بی‌تأثیر نیست اما شعور، دانش و فهم آن 24 میلیون زیر سؤال نمی‌رود؟ کماکان ما باید فحش بخوریم که به آقای روحانی رأی دادیم. من هنوز هم فحش می‌خورم که به آقای روحانی رأی دادم. اگر مشکلی در جامعه و مملکت وجود دارد برای این است که به آقای روحانی رأی دادم؛ این بازیگر تخریب کردن است.

من رفتم به آقای روحانی رأی دادم و ایشان قانونی رئیس جمهور مملکت شدند. چرا باید عذرخواهی کنم؟ آنهایی باید عذرخواهی کنند که در طول این 40 سال رأی ندادند. طوری رفتار می‌کنند که به خودسانسوری دچار شویم و نظرمان را بیان نکنیم،‌ واقعاً من الان می‌ترسم و می‌خواستم پیجم را به خاطر اتفاقات جدید ببندم و دیگر سعی می‌کنم درباره هیچ‌چیز اظهارنظر نکنم. ما هم مثل آدم‌های معمولی حق اظهارنظر داریم شاید برخی موافقش باشند و برخی نه! تا زمانی که با نظرات و اعتقادات همدیگر کنار نیاییم این رویه وجود خواهد داشت.

تلویزیون , صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران , سریال ایرانی , بازیگران سینما و تلویزیون ایران , شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران ,

ما باید بدانیم که هرکسی اعتقادات و سلایق و نظرات خودش را دارد. از طرفی با نمایش ماشین گران‌قیمت و خانه آنچنانی هم موافق نیستم و البته حمله به این اقشار را هم نمی‌پسندم، چون بعضاً زحمت کشیده‌اند و از راه حلال این خانه و ماشین را خریده‌اند. هرکس ثروتمند است حتماً به جایی وصل نیست و اختلاس نکرده؛ در واقع نباید همه بازیگران را به یک چوب زد.

*وقتی وضع موجود را می‌بینید، وعده‌هایی که گفته شده اما عملیاتی نشده است. من به عذرخواهی کار ندارم اما پشیمان نیستید چرا وارد این فضا شدید؟

مثل همان فیلمنامه پنج قسمتی است که می‌خوانم و نقش را می‌پذیرم اما در عمل و مرحله تصویربرداری، چیزی دیگری می‌شود. به گونه‌ای مرا پشیمان می‌کند که چرا آن نقش و کار را پذیرفتم. ما چه می‌دانستیم چنین می‌شود. چند نفر کاندیدای ریاست جمهوری شدند و فکر می‌کردیم این انسان از بقیه بهتر است؛ آیا به وعده‌ها و حرف‌هایشان عمل می‌کنند؟ در واقع هیچ تضمینی وجود ندارد.

این‌طور احساس می‌شود که شاید سازماندهی شده باشد؛ از جایی به شما نگفتند این کار را انجام بدهید؟

نه پولی گرفتیم و نه در دوره ایشان وضعم بهتر شد. نه کارگردان شدم و نه تهیه‌کننده؛ پیش از این وضعم بهتر بود و ماشین و خانه بهتری هم داشتم. بدانید زنجیروار همه به هم وصلیم، کارگرها بدتر از همه و البته کارخانه‌دارها هم مثل قبل، سود نمی‌برند و هرکس به اندازه خودش ضرر کرده است.

* نکته‌ای که برایم جالب بود این است که کارهای زیادی کرده‌اید اما کار سیاسی در کارنامه‌تان نیست؛ اگر پیشنهاد شود این‌طور نقش‌ها را قبول می‌کنید؟

حقیقتاً به من پیشنهاد نشده است. اگر نقش را دوست داشته باشم، چرا نه؟! من هم نقش منفی دوست دارم، چون عاشق بازیگری‌‌ام و دغدغه کارهای متفاوت و جدید دارم.

تلویزیون , صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران , سریال ایرانی , بازیگران سینما و تلویزیون ایران , شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران ,

* آقای بنفشه‌خواه! شما که از راهش وارد تلویزیون شدید بگویید که از کجا این نقش فروشی‌ها و سفارش‌بازی‌ها در تلویزیون شروع شد؟

جالب است در خیابان به من می‌گویند ما را معرفی کن! پول و پارتی نداریم. من همیشه گفتم پول و پارتی، یک سال و دو سال بیشتر دوام ندارد. برخی حرفه‌‌ای انگشت‌شمار هستند که پول می‌دهند نقش اول بگیرند و یا تصویرشان را روی مجله و مطبوعات با تیتر پررنگ و برجسته قرار دهند. این سفارش‌بازی‌ها هم همیشه هست و اما شخصیت‌هایی هم هستند کاربلد اما به خاطر نقش و فیلمنامه خوب، دستمزد پایین‌تری گرفته‌اند.

* شنیدم نقش روحانی به شما پیشنهاد شد اما تلویزیون نپذیرفت این نقش را شما بازی کنید؛ چرا؟ امیرغفارمنش هم در سریال “آخر خط” روحانی شد و خیلی از بازیگران دیگر ما هم در این قامت نقش ایفا کرده‌اند چرا برای شما چنین اتفاقی افتاد؟

این ماجرا برای 2 سال پیش است. به کارگردان گفتم حاضرم تست بدهم برای این نقش اگر ایمان نداری که می‌توانم. حتی سکانس داد من خواندم و بازی کردم. تهیه‌کننده هم گفت تو می‌توانی اما رفت سراغ سازمان و صداوسیما قبول نکرد.

* کدام سریال بود؟

کار بیژن میرباقری و رضا جودی؛ فکر کنم نامش “رنج پنهان” بود. البته من 20 سال پیش نقش منفی سیدضیاء را در سریال آبدارشاه بازی کردم.

* البته نقش بیخودی‌الملک سریال “قهوه تلخ” هم جذاب بود. در شبکه‌ نمایش‌خانگی “بمب خنده” و “شرف خانواده افضل” را هم بازی کردید. به‌خاطر حضور در کاری علیه ماهواره (بمب خنده) ناسزا هم شنیدید…

دوران جالبی بود که هنوز VOD در کار نبود و مردم از طریق سی‌دی و دی‌وی‌دی کارهای ما را در شبکه نمایش‌ خانگی می‌دیدند. به‌خاطر تمسخر ماهواره فحش خوردیم اما مهران مدیری بیشتر ناسزا شنید.

* شما که در نمایش‌ خانگی کار کردید نظرتان درباره امروزِ این شبکه چیست؟ وقتی آن‌قدر لاکچری‌بازی و خانه‌های آنچنانی و کارهای سخیف و مبتذل در محور اصلی سریال‌های خانگی قرار می‌گیرد.

بزرگ‌ترین ایرادِ سریال‌های خانگی این است که به هیچ صورت متعهد مخاطبش نبوده و بارها برخی از کارها را دیده‌ام در وسط پخش، قطع شده‌اند و هیچ‌کس هم پاسخگو نبوده است. اما در صداوسیما چنین اتفاقی نیفتاده و اگر هم به هر دلیلی متوقف و یا فیلمبرداری‌اش از سر گرفته شده، تعهد رسانه‌ای‌اش را به مخاطبش ادا کرده است. متأسفم که بگویم در نمایش‌خانگی، خانه‌های اشرافی محورِ جذابیت‌های بصری قرار گرفته است. مخاطبی که مشکلات اقتصادی دارد و با تنگدستی دست و پنجه نرم می‌کند از دیدنِ چنین لحظات و صحنه‌هایی رنج می‌برد. فکر می‌کنم این رفتارها برای فروش بیشتر است.

تلویزیون , صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران , سریال ایرانی , بازیگران سینما و تلویزیون ایران , شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران ,

* همه این ماجراها به پول‌های کثیف و سرمایه‌داران و سرمایه‌گذارهای بیگانه با هنر رسید…

این اتفاق همه‌جا هست. یکسری آمدند مالیات ندهند، تهیه‌کننده تئاتر شدند یا سرمایه‌گذار فیلم‌های سینمایی شدند. اما از این سایت‌های شرط‌بندی و قمار نباید غافل شویم که فاجعه‌اند و باید جلویشان گرفته شود.

* چرا بازیگرها به یک باره حضورشان به عنوان بازیگر در تلویزیون پررنگ شد؟

فکر می‌کنم همه‌چیز به پول برمی‌گردد. به من خیلی پیشنهاد شد یکی برای شبکه ایران‌کالا و یکی شبکه آی‌فیلم؛ هر دو را رد کردم؛ بازیگرها احتمالاً به خاطر پول است که اجرا را قبول می‌کنند.

* طنز باید چه شاخصه‌هایی داشته باشد تا مخاطب را به خودش جذب کند؛ شما با طنز مبتذل موافقید؟

من طنز مبتذل بازی کرده‌ام اما به شخصه این نوع طنز را دوست ندارم.

* این روزها دلت برای چه کارهایی خیلی تنگ شده است؟

دلم برای کارهای دهه 1370 چه در تلویزیون و چه سینما؛ کارهای عبدی و رضا عطاران در آن دوران را می‌بینم لذت می‌برم و با خودم می‌گویم چرا این نوع محتواها و درون‌مایه‌های طنز امروز نیست.

* چرا مسابقه “ستاره بیست” شبکه نمایش که شما اجرا می‌کردید و یک نوع مسابقه استعدادیابی بازیگری بود ادامه پیدا نکرد؟

به خاطر اینکه پایه و اساسش درست کنار هم قرار نگرفته بود. تفکرِ پیدا کردن استعدادها از دورترین نقاط ایران بسیار اندیشه درست و قابل تأملی بود اما بنای کار درست گذاشته نشد. من به این نکته فکر می‌کردم سری بعدی این برنامه ساخته شود اما منسجم‌تر و نشد. اگر کار خوبی در تلویزیون پیشنهاد شود و دوستش داشته باشم حتماً اجرا می‌کنم.

* خیلی از دوستانتان طرح‌هایشان را دادند شما طرحی نداشتید برنامه‌ای را اجرا و یا بسازید؟

تلفن‌مان را جواب نمی‌دهند…

* دغدغه‌های امروز بیژن بنفشه‌‎خواه چیست؟

دغدغه‌ام این است که کار خوب بکنم. دیگر دوست ندارم کاری بکنم که خودم دوستش ندارم. دلم می‌خواهد نقش‌های منفی، مثبت، جدی و کمدی تجربه کنم.

* راستی با این رفاقت دیرینه با سعید آقاخانی، چرا در دو سری “نون.خ” نبودید؟

این دو کار به من پیشنهاد شد، متأسفانه سرکار بودم خیلی هم دلم سوخت. چون سعید آقاخانی را واقعاً دوست دارم و چند کار هم با هم کرده‌ایم اما “نون.خ” قسمت نشد.

* اگر در میان سؤالات و پاسخ‌هایی که داده‌اید نکته‌ای جامانده بفرمایید.

مدیران صداوسیما بدانند با این سیاست فعلی آدم‌هایی که برایشان مهم است را از دست می‌دهند؛ حالا منظورم آقای مدیری و رضا عطاران و دوستانی که سال‌های سال با تلویزیون کار کردند، است، این‌طوری سرخورده، دلسرد و بی‌انگیزه و مجبور می‌شوند به مدیوم‌ها و فضاهای دیگری بروند. از مردم هم می‌خواهم آن‌قدر زود و راحت درباره ما قضاوت نکنند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید