بازنشستگان مشغول سقوط‌اند!

علی روحی؛ فعال حوزه بازنشستگی |

کارمندان و کارگران جامعه ما همه توان، دانش، تجربه و البته جوانی و شور و نشاط خود را در مسیر تعالی سازمان و پیشبرد اهداف و سیاست‌های حرفه‌ای آن به کار می‌گیرند به این امید و آرزو که در روزها و سال‌های پس از کارمندی و کارگری، متقابلا شاهد پویایی قوانین و همچنین اشتیاق و انگیزه مدیران برای رسیدگی و توجه به جامعه بازنشستگان باشند.
اما متاسفانه در موارد زیادی این امیدها و آرزوها بلافاصله بعد از بازنشستگی رنگ می‌بازد و کارمند دیروز ما با نخستین حقوقی که به عنوان حقوق بازنشستگی دریافت می‌کند، خستگی ده‌ها سال کار و تلاش بر جسم و روحش باقی می‌ماند. چراکه او درمی‌یابد همه آنچه که سال‌های سال درباره دوران بازنشستگی و توجه به کرامت و جایگاه بازنشستگان در گوشش خوانده‌اند و همه اخباری که در رسانه‌ها منتشر شده است، فقط یک بهشت خیالی بوده و چیزی فراتر از شعارهای زیبا نبوده است.
واقعیت تلخ این است که اکثریت کارمندان و کارگران ما پس از بازنشستگی با افت و کاهش ناگهانی حقوق و مزایا مواجه می‌شوند و این حقوق ناقص، نه‌تنها تناسبی با ده‌ها سال تلاش آنها ندارد بلکه به هیچ وجه جوابگوی هزینه‌های زندگی‌شان نیست.
این در حالی است که بسیاری از بازنشستگان با هزینه‌های متفاوت و خاصی مواجه هستند و یا مواجه خواهند شد که تا پیش از آن دغدغه کمتری درباره این هزینه‌ها داشته‌اند؛ به طور مثال آنها خود را موظف می‌دانند که برای نوه‌هایشان و حتی فرزندان خود هدیه بگیرند، آنها را به ناهار و شام دعوت کنند، پذیرایی آبرومندی از اقوام داشته باشند و در یک کلام به عنوان یکی از افراد بزرگ و جاافتاده خانواده، جایگاه و منزلت اقتصادی‌شان را حفظ کنند. اما آیا با این حقوق‌های اندک می‌توان به همه این موارد دست یافت؟ آیا می‌شود با این حقوق حتی برای تفریح با همسر و فرزندان، خریدهای مناسبتی، بهداشت و درمان، عیدانه و خوراک و پوشاک مناسب برنامه‌ریزی داشت؟ یک نظرسنجی ساده از جامعه بازنشستگان به خوبی جواب این سوالات را خواهد داد!
متاسفانه بخش قابل توجهی از بازنشستگان با سقوط طبقاتی در دوران بازنشستگی مواجه می‌شوند و این موضوع تاثیر منفی در ذهن و اندیشه و جریان زندگی‌شان برجا می‌گذارد. آنها احساس می‌کنند که کرامت و منزلت اجتماعی‌شان خدشه‌دار شده و یا دستکم رعایت نمی‌شود.
حال باید برای حل این معضل اساسی به طور جدی و با فوریت وارد عمل شد. چراکه با توجه به نمودار و ترکیب جمعیتی، روز به روز بر تعداد جامعه بازنشستگی ما افزوده می‌شود و اگر سازمان‌ها و مدیران متولی تدبیر شایسته‌ای اتخاذ نکنند، شاهد تبعات ناگوار و جبران‌ناپذیر خواهیم بود. با تداوم این شرایط، کمترین آسیب و اتفاق این خواهد بود که کودکان و جوانان جامعه با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های افسرده، نگران، شرمنده و ناامید مواجه خواهند شد و در حقیقت، ستون‌های اصلی هر خانواده به طور ناگهانی استحکام و مقاومت خود را از دست می‌دهند. آیا شرمندگی و افسردگی شایسته‌ی بزرگان خانواده است؟!
از نهادهای متولی و سازمان‌هایی که نقشی در مقوله بازنشستگی دارند انتظار می‌رود هرچه سریعتر برای حفظ و تقویت کرامت بازنشستگان به دور از شعار و تعارف و با پرهیز از بزرگنمایی یا توجیه در رسانه‌ها اقدام کنند. قطعا رشد و تعالی بازنشستگان و حفظ منزلت اجتماعی آنها در گرو تامین خواسته‌های این عزیزان از جمله نیازهای اقتصادی است.
امید است که با حضور و فعالیت مدیران خبره و البته با تغییر در شیوه‌های تصمیم‌سازی در نهادهای متولی، شاهد اصلاح نگرش‌ها به زندگی پس از کارمندی و کارگری باشیم تا هم مانع از افسرده شدن جامعه شویم و هم اینکه کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی بازنشستگان عزیز در دوران جدید زندگی‌شان تداوم داشته باشد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید