سینمای تجربی به روایت سیدجواد موسوی؛ قسمت چهارم| 
کائوس

شهرنامه | سیدجواد موسوی

شهرنامه | سیدجواد موسوی نویسنده، کارگردان و مدرس سینما در یادداشتی با عنوان کائوس نوشت:

وقتی درباره‌ی فیلمنامه حرف می‌زنیم دقیقا درباره‌ی چه چیزی حرف می‌زنیم؟‌ فیلمنامه هیچگاه به عنوان یک اثر ادبی شناخته نشده. چرا نمایشنامه همیشه یک اثر ادبی محسوب می‌شود اما فیلمنامه نه؟

فیلمنامه تبدیل به فیلمی می‌شود که همیشه می‌توان آن فیلم را دید و اما اگر خیلی خوش ذوق باشید فیلمنامه‌ی آن فیلم را نگه می‌دارید. درغیر این صورت روانه‌ی سطل زباله می‌کنید.

نمایشنامه اما زندگی می‌کند و توسط کارگردانان و بازیگران مختلف در شهرها و کشورهای مختلف به نمایش درمی‌آید. پس چرا فیلمنامه اینقدر اهمیت دارد؟

خیلی ساده است…

خیلی ساده همه چیز آنجاست در فیلمنامه. دستورالعملی است که بی‌شک اگر کامل باشد به فیلمی بسیارخوب تبدیل خواهد شد.

اما فیلمساز جوان امروز مصاحبه‌ای از “ژان لوک گدار” دیده که دو ورق کاغذ مچاله شده را به عنوان فیلمنامه‌ی فیلم از نفس افتاده نشان می‌دهد.

همین می‌شود یک اصل تا به فیلمنامه پشت کند. بدون آن که در نظر بگیرد ژان لوک گدار سال‌ها در مجله‌ی “کایه دوسینما” همراه فرانسوا تروفو و ژاک ریوت مطلب نوشته‌اند.

آنها سینمای رده‌ی «ب» آمریکا را از خود آمریکایی‌ها بهتر می‌شناسند. چون تاریخ سینما را بلعیده‌اند و انتخابشان به جای فیلم‌های عظیم هالیوودی، فیلم‌های کم‌هزینه‌ی رده‌ی «ب» می‌شود.

آگاهی و ناآگاهی


دارم از آگاهی حرف می‌زنم و گریز به ناآگاهی. دارم از اتفاقی حرف می‌زنم که باید به گونه‌ای دیگر جریان پیدا کند. یعنی از ناآگاهی به آگاهی رسیدن.

فیلمنامه اولین و مهمترین راه برای این اتفاق است. پیام دادن را فراموش کن چون به قول بزرگان پیام دادن کار پستچی است.

شعار دادن را بگذار برای سیاستمداران. در قصه‌ها نقد اجتماعی، روانشناسی شخصیت، لایه‌های پنهان سیاسی و جذابیت عجیب ارتباط با مخاطب وجود دارد.

کائوس آشفتگی ترجمه شده و می‌خواهم بگویم فقط دیدن این فیلم برادران تاویانی تجربه‌ی شگفت‌انگیزی است چه برسد به ساختنش.

چند داستان از لوییجی پیراندللو منبع اقتباس فیلمنامه ای است اپیزودی. درباره‌ی فیلم کائوس حرفی ندارم بزنم. آنقدر جهان گسترده‌ای دارد که نمی‌توانم محدودش کنم به نظر خودم.

پس قواعدی که در ذهن ما وجود دارند با حقایقی که از سینما وجود دارد ممکن است میلیون‌ها سال نوری باهم متفاوت باشد.

جهان گسترده تجربه

فیلم تجربی شخصی یک فیلمساز جوان را در ده الی پانزده دقیقه می‌بینیم. فیلم بعدی‌ای دیگر وجود ندارد. چون همه‌ی تجربیات فیلمساز در همان فیلم اول تمام شد. سن و سالی ندارد که بیشتر زندگی کرده باشد و تجربه اندوخته باشد.

من دارم از جهان گسترده‌ی فیلم تجربی حرف می‌زنم. من از جهان‌بینی و زاویه‌ی دید حرف می‌زنم. از تغییر شرایط می‌گویم و از شناخت سینما.

مطالعه کردن سخت نیست. لذت بخش است. مخصوصا در حوزه‌ی سینما و ادبیات و تئاتر. فیلمنامه جدی گرفته نمی‌شود و این را همه می‌دانیم.

فیلم تجربی در کشور ما شبیه خیل ترانه‌های رپ شده که در آشفتگی به عشق و سیاست و حکومت و ساندویچ و ماکارونی مادر فحش می‌دهند و احساس یک انقلاب را دارند. اگر ارتباط برقرار نکنی محکوم می شوی به این که «تو نفهمیدی».

سینمای تجربی مقوله ای بسیار جدی است که ما هنوز از آن بهره‌ای برای سینمای‌مان چه فیلم بلند و چه کوتاه، نبرده‌ایم. زیرا گریز به ناآگاهی سهل‌الوصول‌تر اتفاق افتاده.


از سیدجوامد موسوی در شهرنامه بیشتر بخوانید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید