سینمای تجربی به روایت سیدجواد موسوی؛ قسمت پنجم|
رقصنده در تاریکی

شهرنامه | سیدجواد موسوی
شهرنامه | سیدجواد موسوی

شهرنامه | سیدجواد موسوی نویسنده، کارگردان و مدرس سینما در یادداشتی با عنوان رقصنده در تاریکی نوشت:

آیا در زمانه ای زندگی می کنیم که همه‌ی فیلم‌ها ساخته شده‌اند و در حال تکرار ساخت همان‌هایی هستیم که قبلا به نمایش درآمده‌اند؟

آیا قصه‌ها و تجربه‌ها به پایان رسیده‌اند؟ چه چیزی ما را ترغیب می‌کند همچنان جشنواره‌های مطرح را دنبال کنیم و فیلم‌های آن جشنواره‌ها را ببینیم؟

شاید لازم باشد که این را بگویم که هیچ تقسیم‌بندی یک سونگری در سینما ندارم. همانقدر که یک فیلم از برگمان را دوست دارم به همان میزان لورل و هاردی را دوست دارم.

همانقدر که ماموریت غیرممکن را دوست دارم به همان میزان فیلمی از آنتونیونی و میکلوش یانچو را با لذت می‌بینم. این تقسیم‌بندی‌های مضحک متعلق به کسانی است که به سینما به عنوان تریبون نگاه می‌کنند.

این سینمای تجربی، نمی‌تواند…

در این میان اما اعتقاد دارم سینمای تجربی می‌تواند برای به وجود آوردن تغییر در سینمایی که نیازمند است به این تحول، راه چاره باشد. سینمای تجربی اما با این ویژگی‌هایی که اکنون در کشور ما تعریف شده نمی‌تواند این تحول را باعث شود. بی‌دلیل راه را ناهموار کرده‌اند و سخت.

رقصنده در تاریکی ساخته‌ی «لارس فون تریه» فیلم عجیبی است. هم به سینمای بدنه تعلق دارد و هم به سینمای جنبش دگما 95. همه‌ی صحنه‌های شخصیت اصلی زن با دوربین روی دست و رها از این که تصویر کیفیتش را از دست بدهد فیلمبرداری شده و بقیه فیلم که بیشتر صحنه‌های موزیکال است به نوعی دیگر.

این نگاه محصول شرایطی است که چند جوان به سینمایی دیگر فکر کردند و آن را با فیلم‌هایی که ساختند معرفی کردند. بدون سه پایه، بدون نورپردازی، بدون بازیگر معروف.

یک واقعیت تلخ

شاید بپرسید چرا روایتی دیگر از سینمای تجربی دارم. جواب ساده‌ای دارم. از وقتی که سینمای تجربی را تدریس کردم به این واقعیت تلخ رسیدم که ما در شصت سال پیش متوقف شده‌ایم. سینما جلو رفته و ما مانده‌ایم.

سینمای چین، کره، ژاپن و اروپای شرقی تا آفریقا چنان متحول شده‌اند که دست نیافتنی به نظر می‌رسند. ما چه کرده‌ایم؟ هیچ. هنوز آنچه را که عده‌ای فیلمساز نوگرا در شصت سال پیش شروع کردند تدریس می‌کنیم.

آن تاریخ را باید شناخت اما دیگر کاربردی در سینمای امروز ندارد. مرزهایی درنوردیده شده که رسیدن به آن بسیار سخت است.

ما همچون رقصنده‌ای در تاریکی در حال چرخ زدن و جهیدنیم بی‌آنکه در این تاریکی تماشاگری داشته باشیم. بی‌آنکه ببینند ما را. خودمانیم و خودمان و از رقص‌مان لذت می‌بریم.

همه چیز تغییر کرده جز ما. حالا می‌شود فیلم‌هایی را که همیشه فقط درباره‌شان خوانده بودیم ببینیم. هیچ ممنوعیتی و محدودیتی نیست.

این تحول را به راحتی می‌توان دید. تحولی که در سینمای ما اتفاق نیفتاده. سینمای تجربی زمانی بسیار دور سینمایی شخصی بود. در زمان حال اما راه‌های بیان تازه روایت‌های چندلایه و اندیشه‌های وسیع را مدنظر دارد.

نترسید! اینها که گفتم فیلم‌ها را پیچیده نمی‌کنند، ما با شعر پیچیده‌ی حافظ به راحتی ارتباط برقرار می کنیم و مولوی را دوست داریم.

نوشته های بیشتر از سیدجواد موسوی در شهرنامه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید