سینمای تجربی به روایت سیدجواد موسوی؛ قسمت بیستم|
شب مردگان زنده

شهرنامه | سیدجواد موسوی
شهرنامه | سیدجواد موسوی

شهرنامه؛ سیدجواد موسوی نویسنده، کارگردان و مدرس سینما| یادداشت شب مردگان زنده |

هیچ چیز و هیچ کس سرجای خودش نیست. ولی تو به این چیزها فکر نکن. به این فکر نکن که چرا خانم « جوآن وودوارد» که در کنار بهترین اساتید آموزش بازیگری دوره دیده هرگز موسسه بازیگری خلاق ( مثلا) دایر نکرده. یا چرا خانم «لیو اولمان» با آن نقش های درخشان در فیلم‌های برگمان موسسه انتقال تجربه بازیگری مقابل دوربین تاسیس نکرده. واقعا چرا « مریل استریپ» و «کاترین هپبورن» و «اینگرید برگمن» از مقامشان در سینما استفاده نکردند تا از چند نسل به واسطه اسمشان اخاذی کنند؟ چرا هرچه اتفاق کثیف است فقط اینجا می افتد؟ عجیب نیست؟ بازیگران به راحتی خواننده می شوند.

فوتبالیست ها خواننده می شوند. مجری ها خواننده می شوند. ولی خواننده های فوق العاده ای داریم که خواننده نمی شوند! عجیب نیست؟ حالا، خوانندگان بازیگر می شوند، فوتبالیست ها بازیگر می شوند. مجری ها بازیگر می شوند. دلال ها بازیگر می شوند. اما بازیگران واقعی، در سالن های تاریک تئاتر ، بازیگر نمی شوند.

اینهمه آشفتگی، حتی با انفجار بمب کمتر از این که هست اتفاق می افتد. حالا خودتان ببینید مسئولانی که خودشان را خدمتگذار ما می دانند چه بلایی بر سر ما و فرهنگ و هنر آورده اند. از طرف مسئولان این قضیه طبیعی ست. انگار برای نابود کردن آمده اند. انگار آمده اند هرچه قبل از خودشان بوده منهدم کنند و از اول بسازند.

دیوارهای کج را همه دیده ایم. ولی تو به این چیزها فکر نکن. تو با موبایلت می توانی یک فیلم عالی بسازی. اینقدر در رویاهایت دوربین red و ari و لنزهای عجیب و غریب نبین. با موبایلت یک فیلم بساز و نشان بده که شجاعت ساخت فیلم و شجاعت نقد شدن را داری.

همه چیز با فیلمنامه آغاز می شود و بگذار حالت را بگیرم و بگویم که هیچ فیلمی از فیلمنامه اش عبور نمی کند. حالا خودت ببین اینهمه فیلم محبوب زندگیت چه فیلمنامه های فوق العاده ای داشته اند.

چند روز قبل خبری از bbc پخش شد که برای همه ما الهام بخش است. چند جوان فقیر نیجریه ای با یک موبایل قرضی درب و داغون و یک پرده سبز، یک فیلم علمی تخیلی کوتاه می سازند. سپس یکی دو فیلم کوتاه دیگر و الان به شکل مستقل روی بزرگترین پروژه نیجریه به کمک نتفلیکس کار می کنند.

به همین سادگی. فقط اشتیاق می خواهد و باور کردن سینما. هیچ فرقی بین شما و چند جوان در نیجریه نیست. تنها شباهت هاست که شما را به آنها اتصال می داد. خواستن ها و نداشتن ها. ساختارهای ناامید کننده سیاسی و اجتماعی. و داشتن یک زبان بین المللی، سینما.

سینما است که می تواند کمک کند رویاهایت را دنبال کنی. در جامعه ای که واقعیت در آن جز تلخی، «هیچ» ندارد. جرج آ رومرو فیلمساز دوست داشتنی و خلاقی است. در اواخر دهه شصت یک فیلم مستقل کم خرج به نام «شب مردگان زنده» ساخت که دیدنش همچنان لذت بخش است. یک فیلم وحشت خلاقانه.

گاهی برای انجام کاری که فکر می کنیم درست است نیاز به تهیه کننده و یا سرمایه گذاری ندارید که مسیر فیلم را عوض کنند و فاتحه خلاقیت و ژانر را بخوانند. این فیلم اگر مستقل نبود اکنون به فیلم محبوب سینمای وحشت تبدیل نمی شد. شب مردگان زنده اکنون یک فیلم «کالت» است.

اگر هنوز تکلیفت را روشن نکرده ای بنشین و فکر کن. ببین چه تعداد ترانه ساخته می شود و بعد بلافاصله فراموش می شوند. این ترانه ها چه می شوند؟ از میان آنها تعدادی ماندگار می شوند و به بخشی جدایی ناپذیر از خاطرات ما تبدیل می شوند.

هنوز هتل کالیفرنیای گروه ایگلز در کافه ها شنیده می شود. هنوز صدای الویس و جانی کش و مودی بلوز و فرانک سیناترا و شارل آزناوور و ادیت پیاف و ژاک برل در کافه ها و اتومبیل ها، تو را با خوشان می برند. چیزی خلق کن که سال ها بعد همچنان بماند و زندگی کند. فیلم ها هم مثل ترانه ها هستند. اگر تهیه کننده ها و سرمایه گذاران، فیلمنامه ات را نابود نکنند، حتما ماندگار خواهد شد. حتما.

شهرنامه را در اینستاگرام دنبال کنید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید